مطالعه مقایسه‌ای راندمان انرژی صنایع ژاپن و چین

موضوعات : Energy

به گزارش موژ و به نقل از شانا، یکی از محرک‌های زیربنایی و مهم بهبود بهره‌ وری انرژی در هر دو کشور ژاپن و چین، اتخاذ و پیاده‌ سازی سیاست‌های کلیدی انرژی ملی برای ارتقای بهره‌‌وری و صرفه‌جویی مصرف انرژی بوده است.


یکی از محرک‌های زیربنایی و مهم بهبود بهره‌ وری انرژی در هر دو کشور ژاپن و چین، اتخاذ و پیاده‌ سازی سیاست‌های کلیدی انرژی ملی برای ارتقای بهره‌‌وری و صرفه‌جویی مصرف انرژی بوده است.

بخش صنعت، مصرف‌کننده نزدیک به ٤٠ درصد از انرژی جهان است و به همین دلیل تاثیر فراوانی در سطح تولید و مصرف انرژی دارد. ژاپن یکی از کشورهای پیشرو در بهره‌وری انرژی و یکی از توسعه یافته ترین کشورها و پیشرفته‌ترین اقتصادها در آسیا و جهان و چین بزرگترین مصرف کننده انرژی صنعتی در جهان به شمار می روند. این دو کشور دارای ریشه‌های فرهنگی مشابه بسیاری هستند، اما چشم ‌انداز جغرافیایی و میزان در دسترس بودن منابع طبیعی آنها بسیار متفاوت است. چین به تازگی وابستگی بیشتری به نفت و گاز وارداتی پیدا کرده است و ژاپن که همواره با کمبود شدید نفت و گاز مواجه بوده، وارد کننده قابل توجه نفت و گاز از بازارهای جهانی است.

از لحاظ اقتصادی این دو کشور در مراحل مختلف توسعه هستند، اما هر دو آنها در میان بزرگترین تولیدکنندگان در آسیا و جهان قرار دارند. اقتصاد ژاپن رشد سریعی را در سال‌های مابین دهه ١۹٥٠ تا اویل دهه ١۹۹٠ میلادی تجربه کرده و صنایع تولیدی این کشور، تامین کننده ٩٠ درصد از صادرات آن است، در حالی که اقتصاد چین رشد سریع خود را از اواخر سال ١۹٧٨ میلادی آغاز کرد.

تا پیش از نخستین بحران نفت در سال ١۹۷٣، دولت و صنایع ژاپن توجه زیادی به بهره‌وری انرژی نشان نمی ‌دادند و بواسطه تامین نفت ارزان و پایدار از کشورهای دیگر، هیچگونه سیاستگذاری انرژی در این کشور وجود نداشته است. پس از این بحران، دولت ژاپن در سال ١۹۷٤ پروژه "آفتاب" (تحقیق و توسعه بر روی تکنولوژی انرژی‌های نو) را به منظور تنوع بخشیدن به منابع تامین انرژی و ترویج تکنولوژی‌های نو و پاک راه‌اندازی کرد. همچنین در سال  ١۹٧٨ پروژه "نور ماه" (تحقیق و توسعه بر روی تکنولوژی‌های تبدیل انرژی) را به منظور ارتقای بهره‌ وری انرژی آغاز کرد.

در سال ١۹۷۹ و همزمان با بحران دوم نفت، دولت ژاپن، قانونی را در زمینه بهره‌‌برداری منطقی از انرژی به منظور ارتقای بهره‌ وری آن با تمرکز بر کارخانه‌ها، ساختمان‌ها، تاسیسات و تجهیزات به تصویب رساند که این قانون، نقشی محوری در سیاست‌های بهره‌ وری انرژی ژاپن بازی کرد. تلاش‌های فراوانی که به واسطه این سیاست‌ها صورت گرفت سبب شد تا باوجود ٢/٢۵ برابر شدن تولید ناخالص ملی ژاپن در بازه ١۹۷٥ تا ٢٠١٠، شدت مصرف انرژی صنایع تولیدی این کشور، کاهشی مداوم داشته و تقریباً به نصف کاهش پیدا کند.

رشد سریع اقتصادی چین بسیار دیرتر از ژاپن و دیگر کشورهای توسعه‌ یافته آغاز شد و به همین دلیل این کشور توانست از تجربیات دیگر کشورها استفاده کرده، اتخاذ سیاست‌های بهره‌وری انرژی را در ابتدای دهه ١۹۸٠ میلادی آغاز کند. در سال ١۹۸١ نخستین بار اهداف صرفه‌جویی مصرف انرژی به برنامه‌‌های توسعه ملی میان‌ مدت و بلندمدت و نیز برنامه‌های سالانه ضمیمه شد.

در سال ١۹۹۷ چین قانون "صرفه‌جویی مصرف انرژی" را به تصویب رساند که نیازمند بهبود قابل توجه بهره‌ وری انرژی صنعتی بود. چین تا پایان سال ١۹۹۸،‌ ٢۵ مورد قانون، آیین ‌نامه و مقررات مرتبط با صرفه ‌جویی مصرف انرژی و بهره ‌وری را ابلاغ کرد، ٢۷ فقره مقررات طراحی صرفه‌ جویی انرژی را برای ١۴ بخش صنعت اجرا و بیش از ١٠٠ استاندارد ملی مرتبط با صرفه‌ جویی مصرف انرژی را توسعه داد.

با اتخاذ این سیاست‌ها، چین توانست در بازه سال‌های ١۹۸٠  تا ٢٠٠٢ شدت مصرف انرژی بخش صنعت تولیدی خود را تا ۸٠ درصد کاهش دهد. شدت مصرف انرژی صنایع تولیدی چین در سال‌های ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ به واسطه رشد سریع صنایع با شدت مصرف انرژی بالا نسبت به سال ٢٠٠٢  افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت. دولت چین برای مقابله با این روند ضمن اتخاذ سیاست‌های میان مدت و بلند مدت،‌ در سال ٢٠٠٤ با اجرای ١٠ پروژه کلیدی صرفه ‌جویی مصرف انرژی، هدف اجباری کاهش ٢٠ درصدی شدت مصرف انرژی را در سال ٢٠١٠ نسبت به سطح سال  ٢٠٠٥ تصویب کرد.

این کشور همچنین در سال ٢٠٠۶ برنامه صرفه‌جویی مصرف انرژی را در هزار شرکت بزرگ آغاز کرد و در سال ٢٠٠۷ قانون صرفه ‌جویی مصرف انرژی را برای ارتقای بیشتر بهره‌ وری انرژی بازنگری کرد. با اجرای این سیاست‌ها و برنامه‌ها، شدت مصرف انرژی صنعتی چین در سال  ٢٠٠٥ نسبت به سال ٢٠٠٤ کاهش یافت و تا سال ٢٠١٠ این روند کاهشی حفظ شد.

یکی از محرک‌های زیربنایی و مهم بهبود بهره‌ وری انرژی در هر دو کشور ژاپن و چین، اتخاذ و پیاده‌ کردن سیاست‌های انرژی ملی کلیدی برای ارتقای بهره‌ وری و صرفه‌جویی مصرف انرژی است. نکته قابل توجه در روند تغییرات شدت مصرف انرژی صنایع تولیدی ژاپن و چین، کاهش نهایی آن در بازه زمانی مورد مطالعه (بهبود سریع در ابتدا و بهبود کند در انتهای بازه) است. دلیل این امر بهره‌‌وری پایین انرژی در ابتدای شروع سیاست‌ها و تاثیر قابل ملاحظه راهکارهای اعمالی بر ارتقای بهره ‌وری انرژی است؛ اما با ارتقای مداوم صنعت و رسیدن سطح بهره‌وری انرژی به سطح پیشرفته بین‌المللی و افزایش ملاحظات و محدودیت‌های صنعت، پتانسیل افزایش بهره‌وری کاهش می‌یابد. این مساله سبب شد تا بحث تغییر ساختاری صنعت مورد توجه قرار گیرد.

صنایع تولیدی قابل تفکیک به دو بخش صنایع با شدت مصرف انرژی بالا (مانند صنایع فولاد، آلومینیوم و سیمان) و صنایع با شدت مصرف انرژی پایین هستند. صنایع با شدت مصرف انرژی بالا با وجود مصرف ۸۴-۷٤ درصد از کل انرژی مصرفی ژاپن دربازه زمانی مورد بررسی ( ٢٠١٠ -١۹٦٥) تنها ٣٠-٢۶ درصد از ارزش افزوده صنعت تولیدی این کشور را ایجاد می‌کردند.

به صورت مشابهی صنایع پرمصرف در چین با وجود مصرف ۸٦-۷٢ درصد از کل انرژی مصرفی ژاپن در بازه زمانی مورد بررسی ( ٢٠١٠ -١۹۸٠) تنها ٣۹-٣٣ درصد از ارزش افزوده صنعت این کشور را ایجاد می‌کردند. اعمال موفقیت ‌آمیز سیاست‌های تغییرات ساختاری سبب شد تا باوجود افزایش ١٢/٥ درصدی تولید ناخالص ملی ژاپن در بازه ١۹۹٠ تا  ٢٠١٠ ، سطح مصرف انرژی آن تقریباً ثابت بماند.

به نظر می‌رسد تغییرات ساختاری در صنایع چین به اندازه ژاپن موفق نبوده است. شاید بتوان دلیل آن را در اهمیت بیشتر و سهم عمده‌‌تر صنایع پرمصرف در ساختار اقتصادی چین و ارزش افزوده بخش تولید (با نزدیک به ۴٠ درصد کل ارزش افزوده صنایع چین) جستجو کرد که حذف و محدود کردن آن را با مشکل مواجه می‌کند.



لینک کوتاه مطلب : http://www.mozh.org/1081/